خرید بک لینک
اپیزود 1: چند هفته پیش باید ماموریت میرفتم بندرعباس ... صبح نیم ساعت طول کشید فقط اسنپ بگیرم، هی اکسپت میکردن هی 5 دیقه بعد کنسل میکردن.. واقعا حالشون خوب نیس آیا؟ کسی که به مقصد فرودگاه درخواست اسنپ

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 18:54

1. اون روز رفتم نمایشگاه بین المللی.. یه دونه از این چرخی ها گرفتم... یه پیرمرد بود با پسرش.. به زبون مادری من حرف میزدن.. دلم خیلی شکست.. که اونهمه راه رو اومده بودن تهران تا توی همچین نمایشگاهی بارب

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

آهنگ Anathema داشت پخش میشد و بی اختیار گوش کردم تا آخر... همونجوری که از شیشه به ترافیک خیره شدم... دستام قدرت عوض کردن آهنگارو ندارن... الانم آهنگ castle on the hill از ed sheeran داره میخونه...But

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

همیشه فکر میکردم همین که ده بیست ساله تو خوابگاه زندگی کردم واسه بزرگ شدن کافیه تا اینکه امشب اولین سوسک زندگیمو با کلی جیغ جیغ کشتم و فهمیدم زندگی خیلی سخت تر و بی رحم تر از اونیه که فکرشو میکردم :))

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

هیچوقت کارتهای بانکی و چیزای مهم رو توی جیب مانتو/بارونی/پالتو نذار هیچوقت کارتهای بانکی و چیزای مهم رو توی جیب مانتو/بارونی/پالتو نذار همیشه این بلا سرم میاد مانتومو روز بعد عوض میکنم بیرون میرم یاد

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

یه مدرسه هست سر راهم که میام سرکار صبحا میبینمش.. اسمش تیزهوشان امید فردا ست... خب... بخندیم یا زوده؟؟؟امید فردارو خوب اومدن.. کدوم فردا؟ کدوم امید؟ الان امیدان فردارو بابت چی پرورش میدن؟ اپلای؟ خ

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

چند شب پیشا یکی از افراد ساختمون که البته مدیر ساختمون هم نیست ولی مسئول پرداخت قبض آب هست اومد در خونه گفت قبض آب من 10 هزار تومنه.. منم معذرت خواهی کردم گفتم که الان نقد ندارم اگه بشه فرداشب بهتون ب

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

رز دوستم چهارشنبه اومد تهران.. بعدم خواهرم اومد تهران.. جمعه صبح رفتیم توچال... چقددددد شلوغ بود.. من موندم جاده های شمال که کیپ تا کیپ میشه تعطیلات... تو شهر هم که ملت همینجور بودن واسه خودشون.. پس د

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

دیروز کلینیک عرفان جلسه 5 ام بود... تو اتاق منتظر نوبتم بودم... و خب کاری نداشتیم بجز اینکه در و دیوارو نگاه کنیم.. 1. روبروم یه دختری که دفعه قبل هم دیده بودمش داشت با تلفن بلند بلند حرف میزد.. دفع

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

دلم یه چیزی مثل پروژه مارس وان میخواد... تنها چیزی که آرومم میکنه همینه... یه زمانی فکر میکردم مهاجرت آرومم میکنه.. همین که از جایی که هستم دور شم خوب میشم ...ولی ی شرایطی تازگیا پیش اومده که برام ال

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

فردا وقت دارم برای لایت موهام.. شایدم آمبره.. فعلا تصمیم نگرفتم... و چقد من اینو هی به تاخیر انداختم.. از تابستون قصد داشتم اینکارو بکنم هنوز نکردم... پیش خودم مثلا دلایلی داشتم که هی عقب انداختم ولی

برچسب: نویسنده: زهرا موسوی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 17:46

صفحه بندی